loading...

آرامش من

بازدید : 166
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 13:37

دلم میره برای وقتایی که محبت میکنی..جواب عشقی که بهت میدمو هرچند کم ولی میدی...در عوض تو خوابم میفهمم ته دلت چخبره..تو راس میگی من دلم میخواد باتو باشم..ولی یه چیزی به اسم حیا یا بقول خودت اصالت نمیزاره صراحتا حرف دلمو بهت بگم..بگذریم..این روزا خیلی خوابتو میبینم..وقتی بیدار میشم منگ ترینم و حالاحالاها به خودم نمیام...فکر کن باید بشینم جلوی لپ تاب و با استادا سر و کله بزنم..

بابت دیشب معذرت میخوام..اصلا یه لحظه حالم بد شد از اینکه پسرای گروه دانشگاه ویس بدن و به بهانه درس بخوان بهم نزدیک بشن...من فقط دلم میخواد تو اسممو صدا کنی..حالم بهم میخوره اونا صدا کنن..گریه دیشبمم بخاطر همین حس بدی بود که بهم دست داد..مرسی که درکم کردی و سرزنشم نکردی برای رفتار بچگانه ام...واقعا دست خودم نبود...زنده باشی جوون:)

۱۳۹۹/۰۸/۲۹ | | f |

عشق دیوانه پارت 1 تا 4
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :