loading...

آرامش من

بازدید : 165
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 13:37

دلم میره برای وقتایی که محبت میکنی..جواب عشقی که بهت میدمو هرچند کم ولی میدی...در عوض تو خوابم میفهمم ته دلت چخبره..تو راس میگی من دلم میخواد باتو باشم..ولی یه چیزی به اسم حیا یا بقول خودت اصالت نمیزاره صراحتا حرف دلمو بهت بگم..بگذریم..این روزا خیلی خوابتو میبینم..وقتی بیدار میشم منگ ترینم و حالاحالاها به خودم نمیام...فکر کن باید بشینم جلوی لپ تاب و با استادا سر و کله بزنم..

بابت دیشب معذرت میخوام..اصلا یه لحظه حالم بد شد از اینکه پسرای گروه دانشگاه ویس بدن و به بهانه درس بخوان بهم نزدیک بشن...من فقط دلم میخواد تو اسممو صدا کنی..حالم بهم میخوره اونا صدا کنن..گریه دیشبمم بخاطر همین حس بدی بود که بهم دست داد..مرسی که درکم کردی و سرزنشم نکردی برای رفتار بچگانه ام...واقعا دست خودم نبود...زنده باشی جوون:)

۱۳۹۹/۰۸/۲۹ | | f |

عشق دیوانه پارت 1 تا 4
بازدید : 364
يکشنبه 24 آبان 1399 زمان : 10:37

مگه میشه استوری‌های امروزت رو دید و بغض نکرد؟

من میمیرم وقتی از دریا و رودخونه اینا استوری میزاری...قلبم پر از درد و گلوم پر از بغض میشه...خیلی وقته کوه و دریا نقطه ضعف منه..:)

پ.ن:سر یه موضوعی منو به دریا تشبیه کرد و منم اونو به کوه..دلم برای اون روزا تنگ شده...

۱۳۹۹/۰۸/۲۳ | | f |

وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ...
بازدید : 187
يکشنبه 24 آبان 1399 زمان : 10:37

متنفرم از شبایی که هی چشمامو میبندم و زور میزنم تا خوابم ببره ولی همش خودت..صدات..نگات..خاطراتت..تلخی‌هات..خوبی‌هات...همشون جلوی چشمم رژه میرن..مغزم بدون اجازه ازم شروع میکنه به تحلیل رفتارات..اخرشم نخواستنت اکو میشه تو سرم..اخرشم چشم وا میکنم میبینم صبح شده نذاشتی بخوابم...

متنفرم از شبایی که یاد چشمات زورش از قرصامم بیشتره...

۱۳۹۹/۰۸/۲۳ | | f |

دلبری کردن که شاخ و دم نداره!
بازدید : 145
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 21:37

بحث این روزای خونه ما شده من کلاس دارم؟ندارم؟گروه تشکیل دادن؟ندادن؟

واسه تمام دانشجوهای رشته فلسفه انجام نگرفته یا فقط برای من ایراد داره؟

بحث بعدی اینه اجازه دارم از این به بعد خودم تنهایی برم دانشگاه برای کارهای حضوریم یا خیر؟؟

تعجب نکنید...درست خوندید،تو این دوره زمانه کمتر خانواده‌‌‌ای دیده میشن که اینقدر نگران تنهایی بیرون رفتن دخترشون باشن...

البته چند بار دوره و بره خونمون برای خرید رفتم..ولی مسیر دانشگاه که دوره رو نه...

بدبختی اینجاس تا الان هرجا خواستم خودشون منو بردن ومنو محدود نکردن و فقط مواظبم بودن..و واسه همین تا الان جای اعتراضی نبوده..:D

گاهی هم قبلانا میشد عصبانی میشدمو میزدم سیم اخر میگفتم مگه به من اعتماد ندارین؟ و همیشه بابا میگفت قزم (دخترم)به تو

اعتماد داریم به ادمایی که بیرونن اعتماد نداریم...

خلاصه این خبرهای تجاوز و گمشده‌ها و اینا رو که میبینم و میشنوم واقعا حق میدم بهشون..

حالا این دفعه که بحث دانشگاهه بابا مسیر اینا رو نشونم داده و از نظر اون همه چی اوکیه..

ولی ایندفعه مامانمه که ول کن نیست..میگه میخوای سوار تاکسی‌های کرونایی بشی!منم باهات میام!

بهش میگم اخه مادر من تو بیایی کرونا‌هارو کیش کیش میکنی..یا تو رو ببینن میترسن و سمت من نمیان؟

بعد عین بچه کوچولوها شونه اشو میندازه بالا میگه من چبدونم!

و من غرق خوشی میشم از این همه توجه و نگرانی که خرج من میکنن...:))

بالاترین خصلت‌های خیر و شر
بازدید : 267
سه شنبه 19 آبان 1399 زمان : 2:37

بازدید : 273
يکشنبه 17 آبان 1399 زمان : 21:36

چیکار میتونم بکنم وقتی میخوامت و میدونم نمیخواییم، چیکار کنم وقتی میدونم بخواییمم نمیشه، چیکار کنم وقتی میدونم اگه عکستاتو ببینم از دلتنگی میمیرم ولی بازم نگاه میکنم، چیکار کنم وقتی دلم پرمیکشه واسه دیدنت و میدونم اگه ببینمت هم از خجالت بیشتر از چند ثانیه نمیتونم نگات کنم،چیکار کنم وقتی خیره میشم به عکسات و قوربون صدقه چشمات میرم ولی میدونم تهش صاحبشون نمیشم..من چیکار کنم با این میدونم‌ها..من دارم آب میشم با این میدونم‌ها..

بماند به یادگار از روزی پر از نگاه‌های یواشکی که معنیشو خودمونم نفهمیدیم و جسم خسته و روح پردرد من..0:21

99/8/16

۱۳۹۹/۰۸/۱۷ | | f |

سایت ساتوشی رایگان coinpayuکسب بیت کوین رایگان
بازدید : 148
شنبه 16 آبان 1399 زمان : 16:37

حالتون چطوره؟

من اومدم بعد مدتها با انرژی مثبت..چقدر نیاز داشتم به این امید و نیروی دوباره..

قبولی از دانشگاه خیلی برای منه نو دانشجو جذابه..هرچند که فعلا مجازی خواهد بود..

دلیل پست قبلیمم این بود که سه شنبه قرار بود با فامیل به مناسبت قبولیم بریم پارکی فضای بازی چیزی..

و این یعنی قراره همو ببینیم..هرچند که چند روز قبل برای تبریک پیام داده بود..

خیلی خوشگذشت و همه چیز عالی بود.

امروزم که چهارشنبه اس قرار بود برم مدرسه و اخرین مدارکمم بگیرمو و برم برای ثبت نام..کلی استرس و سختی کشیدم امروز

اتاقمم نگم براتون..واقعا دانشجویی اینطوریه؟D: هنوز که تا الان نتونستl سایت گلستان برم و میگه در حال حاضر امکان ورود نداری..

میترسم از کلاسام عقب بمونم..خلاصه این روزای من پر از استرس و حس‌های شیرینه...

خدا این حس قشنگ رو قسمت همتون کنه الهی..:)

کشف قتل در کمتر از ۴۸ ساعت در مسجدسلیمان
بازدید : 143
جمعه 15 آبان 1399 زمان : 7:41

حالتون چطوره؟

من اومدم بعد مدتها با انرژی مثبت..چقدر نیاز داشتم به این امید و نیروی دوباره..

قبولی از دانشگاه خیلی برای منه نو دانشجو جذابه..هرچند که فعلا مجازی خواهد بود..

دلیل پست قبلیمم این بود که سه شنبه قرار بود با فامیل به مناسبت قبولیم بریم پارکی فضای بازی چیزی..

و این یعنی قراره همو ببینیم..هرچند که چند روز قبل برای تبریک پیام داده بود..

خیلی خوشگذشت و همه چیز عالی بود.

امروزم که چهارشنبه اس قرار بود برم مدرسه و اخرین مدارکمم بگیرمو و برم برای ثبت نام..کلی استرس و سختی کشیدم امروز

اتاقمم نگم براتون..واقعا دانشجویی اینطوریه؟D: هنوز که تا الان نتونستl سایت گلستان برم و میگه در حال حاضر امکان ورود نداری..

میترسم از کلاسام عقب بمونم..خلاصه این روزای من پر از استرس و حس‌های شیرینه...

خدا این حس قشنگ رو قسمت همتون کنه الهی..:)

هیچوقت برای شروع دیر نیست
بازدید : 168
جمعه 15 آبان 1399 زمان : 7:41

بازدید : 114
چهارشنبه 13 آبان 1399 زمان : 8:41

مهم نیست بعدا چی میشه مهم اینه الان وقت گذروندن با تو بهترین لحظه‌های عمرمو رقم میزنه..

بسته شدن جاده ها😐🥺

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :